خرید بک لینک

چند روز قبل رفتم تا روغن ماشینو عوض کنم. یه تعویض روغنی تو خیابونمون هست که چند ساله مشتریش هستم. دم غروبی هوا تاریک بود و مغازه دو دهنه هم خلوت. وقتی وارد شدم هیچکدوم از سه نفر سرویسکار جوون داخل مغازه متوجه ورودم نشدن. آخه همشون داخل اتاقک شیشهای گرم و نرمشون نشسته و با موبایلشون ور میرفتن.

یه بوق کوچیک زدم تا بفهمن که مشتری اومده. یکیشون که تازه چند ماهیه به اون مغازه اومده، بلند شد و سلانه سلانه اومد طرفم. یه طرف کلهاش رو با ماشین نمره 20 زده و طرف دیگه زلفاش آویزون بود. فکر کنم بهش میگن مدل ریحانا!!! همون مدلی که سالها قبل بهش میگفتیم رپ غمگین... سبیلای دمب موشی رو هم به سبک پوآرو رو به بالا تاب داده بود. اصلا تیپش با بیلر سودی که پوشیده بود و کارش جور در نمیومد.

در جواب سئوالش که پرسید چکار دارم، گفتم که بیزحمت روغن و فیلترها رو عوض کنید. مشغول کار شد و تقریبا آخراش بود که پرسیدم میشه مهره دنده عقب رو هم عوض کنید؟ که جواب مثبت داد. توضیحا اینکه مهره دنده عقب یه سوئیچ مخصوصه که وقتی دنده عقب میگیرید چراغهای خاصی در پشت ماشین روشن میشه.

قطعه مذکور رو به جوانک سرویسکار که توی چاله سرویس بود دادم و خودم از بالا مشغول تماشا شدم. دیدم که طرف هی به اینور و اونور موتور و گیربکس نگاه میکنه و دست میکشه. بعد از مدتی هم اومد بالا و یه چراغ قوه برداشت و دو مرتبه رفت پایین. شستم خبردار شد که طرف نمیدونه جای قطعه کجاست. یه دفعه پرسید مدل ماشینتون چیه؟ فیش اتصالش با اینی که هست فرق داره.

معطلش نکردم و رفتم داخل چاله. دیدم که فیش مهره آب رو در آورده و داره با فیش قطعه توی دستش مقایسه میکنه. بازم توضیحا اینکه مهره آب روی بدنه سیلندر بسته میشه و کارش نشون دادن حرارت آب توی موتوره.

گفتمش: هی عمو! این مهره آبه. اگه بازش کنی آب داغ میریزه رو سر و هیکلت. مگه نمیبینی به بدنه سیلندر بسته شده. تازشم مهره دنده عقب جاش رو گیربکسه نه اینجا. چرا همون اول نمیگی که بلد نیستم؟ منم که اصراری ندارم حتما تو اینکار رو انجام بدی.

قطعه رو از دستش گرفتم و اومدم بالا و رفتم توی اتاقک گرم و نرم و به دو تا جوون دیگه که قدیمی تر بودن ماجرا رو گفته و پرسیدم: اگه بجای من که دستی به آچار دارم، یه پیر مرد یا یه دختر جوون بی اطلاع بود که اوضاع حسابی میریخت بهم. چرا همکارتون کاری رو که بلد نیست میخواد انجام بده؟

طرف همونجوری که هنوز با موبایلش ور میرفت بدون اینکه نگاهم بکنه گفت: والا این کارها کار ما نیست. منم در جوابش گفتم: پس چه اصراری دارین به انجام کاری که تخصصش رو ندارین؟ و بعد چون نخواستم خیلی بحث کنم، حساب رو پرداختم و رفتم طرف ماشین که روشن کنم و بیام بیرون. در این فاصله کوتاه که ظاهرا جوانک اولی مورد بازخواست قرار گرفته بود اومد طرفم و گفت: آقا من که آچار رو قطعه ننداختم که رفتین به همکارام گفتین.

منم حرفی رو که قبلآ به همکاراش گفته بودم تکرار کردم: اگه بموقع بالای سرت نرسیده بودم میکردی اونچه رو که نباید میکردی. بعدشم طرف من تو نیستی، من با کسی طرفم که سالهاست کارم رو انجام میداده و امشب سپرده به حضرتعالی.

جالب قضیه اینجاست که دو تای دیگه هم به جانبداری همکارشون در اومدن و درصدد توجیه خودشون بودن. بهشون گفتم برید به اوستاتون بگید که همچه کاری کردین و منم بعد از چند سال که مشتریتون هستم دیگه نمیام اینجا.

یکیشون گفت: اوستا خود منم. شما هم میتونید دیگه تشریف نیارید اینجا. منم در حالیکه دنده عقب میگرفتم با صدای بلند گفتم: منکه میدونم اوستا تو نیستی، اما با همین حرفت هم معلوم شد که نیستی. هیچ اوستای مردمداری اشتباه خودشو توجیه نمیکنه و مشتری چند سالهاش رو نمیتارونه.

وقتی عقب عقب بیرون میومدم، پشت ماشینم مثل آینده اینطور جوونها تاریک بود.

برچسب: رپ غمگین,رپ غمگین جدید,رپ غمگین عاشقانه,رپ غمگین دانلود,رپ غمگین ایرانی,رپ غمگین و احساسی,رپ غمگین دیس لاو,رپ غمگین خارجی,رپ غمگین فارسی,رپ غمگینی, نویسنده: مبین مرادیان تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 20:56

صفحه بندی